تلخون

November 24, 2007

Filed under: پرسه — بهاران @ 5:36 am

نشسته ام توی سایت دانشکده.دارم میخوانم و عین الاغ اشک میریزم.درست نمیدونم چی باید بگم.فقط الان که اینترنت دم دست هست چیزی رو که قولشو داده بودم بعد کلاس میذارم اینجا.همین خودش تقریبآ همه حرفهاییه که مشه زدشون.اونایی رو هم که نمیشه زد که میماند برای نگفتن اما شنیدن


No Comments Yet »

No comments yet.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a comment

Blog at WordPress.com.