تلخون

June 25, 2005

هیچی…فقط هیچی

Filed under: پرسه — بهاران @ 5:28 am

احمدی نژاد برنده شد.دیگه هیچی ندارم که بگم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

فقط یه چیز:.چی شد؟چه بر سرمان آمد؟ چه بر سرمان “آوردند”؟نمیدانم وقتی کنج اوین این خبر ها را بشنوند(اگر بشنوند)چه حالی خواهند شد؟نمیدانم.فقط میدانم فردایی در راه است.شعاری در کار نیست ولی میدانم فردا می آید.آنرا چه کنیم؟؟؟

June 21, 2005

Filed under: پرسه — بهاران @ 12:55 pm

برنامه تحصن به هم خورد.نميدونم چه خبر شده.
هموطنان !
همانطور که اطلاع داريد پانزده روز از اعتصاب غذای دکتر ناصر زرافشان، وکيل پرونده قتل‌های زنجيره‌ای مي‌گذرد و سلامت جسمی ايشان بشدت در معرض خطر است. از آنجا که هدف اصلی تحصن کنندگان آزادی و پيگيری درمان خارج از زندان دکتر ناصر زرافشان بوده و در اين راه از هيچ کوششی فروگذار نيستند ضمن مذاکره و جلب موافقت نهادها و تشکل‌های مدافع حقوق بشر از جمله انجمن دفاع از حقوق زندانيان، نشانه‌هايی در راستای موافقت با خواست متحصنين مشاهده شده است. لذا فراخوان مورخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۴
تا اطلاع ثانوی لغو مي‌گردد .
کميته پيگيری آزادی دکتر ناصر زرافشان
خانواده دکتر ناصر زرافشان
خانواده زندانيان سياسی
دفتر تحکيم وحدت
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت)
اتحاد دموکراسی خواهان ايران
ماهنامه نامه نشريه دانشجوئی بذر
کارگران موکل دکتر ناصر زرافشان
۳۰
خرداد
۱۳۸۴
نامه مشترك خانواده زرافشان و جمعى از اعضاى كانون و… را در لينك زير بخوانيد
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20050621110225.html

Filed under: پرسه — بهاران @ 12:55 pm

برنامه تحصن به هم خورد.نميدونم چه خبر شده.
هموطنان !
همانطور که اطلاع داريد پانزده روز از اعتصاب غذای دکتر ناصر زرافشان، وکيل پرونده قتل‌های زنجيره‌ای مي‌گذرد و سلامت جسمی ايشان بشدت در معرض خطر است. از آنجا که هدف اصلی تحصن کنندگان آزادی و پيگيری درمان خارج از زندان دکتر ناصر زرافشان بوده و در اين راه از هيچ کوششی فروگذار نيستند ضمن مذاکره و جلب موافقت نهادها و تشکل‌های مدافع حقوق بشر از جمله انجمن دفاع از حقوق زندانيان، نشانه‌هايی در راستای موافقت با خواست متحصنين مشاهده شده است. لذا فراخوان مورخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۴
تا اطلاع ثانوی لغو مي‌گردد .
کميته پيگيری آزادی دکتر ناصر زرافشان
خانواده دکتر ناصر زرافشان
خانواده زندانيان سياسی
دفتر تحکيم وحدت
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت)
اتحاد دموکراسی خواهان ايران
ماهنامه نامه نشريه دانشجوئی بذر
کارگران موکل دکتر ناصر زرافشان
۳۰
خرداد
۱۳۸۴
نامه مشترك خانواده زرافشان و جمعى از اعضاى كانون و… را در لينك زير بخوانيد
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20050621110225.html

Filed under: پرسه — بهاران @ 12:55 pm

برنامه تحصن به هم خورد.نميدونم چه خبر شده.
هموطنان !
همانطور که اطلاع داريد پانزده روز از اعتصاب غذای دکتر ناصر زرافشان، وکيل پرونده قتل‌های زنجيره‌ای مي‌گذرد و سلامت جسمی ايشان بشدت در معرض خطر است. از آنجا که هدف اصلی تحصن کنندگان آزادی و پيگيری درمان خارج از زندان دکتر ناصر زرافشان بوده و در اين راه از هيچ کوششی فروگذار نيستند ضمن مذاکره و جلب موافقت نهادها و تشکل‌های مدافع حقوق بشر از جمله انجمن دفاع از حقوق زندانيان، نشانه‌هايی در راستای موافقت با خواست متحصنين مشاهده شده است. لذا فراخوان مورخ ۳۱ خرداد ۱۳۸۴
تا اطلاع ثانوی لغو مي‌گردد .
کميته پيگيری آزادی دکتر ناصر زرافشان
خانواده دکتر ناصر زرافشان
خانواده زندانيان سياسی
دفتر تحکيم وحدت
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت)
اتحاد دموکراسی خواهان ايران
ماهنامه نامه نشريه دانشجوئی بذر
کارگران موکل دکتر ناصر زرافشان
۳۰
خرداد
۱۳۸۴
نامه مشترك خانواده زرافشان و جمعى از اعضاى كانون و… را در لينك زير بخوانيد
http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20050621110225.html

Filed under: پرسه — بهاران @ 5:33 am

اين روزها خواندن صمد بيش از هميشه اشكم را در مي آورد.ديروز كه تلخون را ميخواندم يكهو چنان به گريه زدم كه بهادر كپ كرده بود…..تو نخوابيده بودي…تو مرده بودي..ميفهمي؟مرده بودي.ده سال است كه غمت را ميپرورم.ده سال؟نه هزاران سال,به اندازه عمر تاريخ.سرزمين من….خسته,خسته از…خسته از همه ام
.اين از درد و دل.امروز تحصنه.با تمام احترامي كه براي حركت زرافشان قائلم و امروز هم همين را اعلام خواهم كرد اين را امضا كردم.راستي نامه مادران سه شهيدسال ۶۷ رو بخونين.دستم براي تايپش ياري نميكند.بعد اگه خواستين به مهشيد عزيز سري بزنين.راستي با اينكه با يه سري تندروي هاي شراگيم موافق نيستم ولي اين نظرش به ذهن منم رسيده بود.نمي دونم هنوز شك دارم ولي
بعيد نيست كه اينطوري باشه.در هر صورت احتمال ۹۰ درصدي به پيروزي رفسنجاني ميدم.
برميگردم گزارش تحصنو بنويسم.

_____________________________________________________________________

Filed under: پرسه — بهاران @ 5:33 am

اين روزها خواندن صمد بيش از هميشه اشكم را در مي آورد.ديروز كه تلخون را ميخواندم يكهو چنان به گريه زدم كه بهادر كپ كرده بود…..تو نخوابيده بودي…تو مرده بودي..ميفهمي؟مرده بودي.ده سال است كه غمت را ميپرورم.ده سال؟نه هزاران سال,به اندازه عمر تاريخ.سرزمين من….خسته,خسته از…خسته از همه ام
.اين از درد و دل.امروز تحصنه.با تمام احترامي كه براي حركت زرافشان قائلم و امروز هم همين را اعلام خواهم كرد اين را امضا كردم.راستي نامه مادران سه شهيدسال ۶۷ رو بخونين.دستم براي تايپش ياري نميكند.بعد اگه خواستين به مهشيد عزيز سري بزنين.راستي با اينكه با يه سري تندروي هاي شراگيم موافق نيستم ولي اين نظرش به ذهن منم رسيده بود.نمي دونم هنوز شك دارم ولي
بعيد نيست كه اينطوري باشه.در هر صورت احتمال ۹۰ درصدي به پيروزي رفسنجاني ميدم.
برميگردم گزارش تحصنو بنويسم.

_____________________________________________________________________

Filed under: پرسه — بهاران @ 5:33 am

اين روزها خواندن صمد بيش از هميشه اشكم را در مي آورد.ديروز كه تلخون را ميخواندم يكهو چنان به گريه زدم كه بهادر كپ كرده بود…..تو نخوابيده بودي…تو مرده بودي..ميفهمي؟مرده بودي.ده سال است كه غمت را ميپرورم.ده سال؟نه هزاران سال,به اندازه عمر تاريخ.سرزمين من….خسته,خسته از…خسته از همه ام
.اين از درد و دل.امروز تحصنه.با تمام احترامي كه براي حركت زرافشان قائلم و امروز هم همين را اعلام خواهم كرد اين را امضا كردم.راستي نامه مادران سه شهيدسال ۶۷ رو بخونين.دستم براي تايپش ياري نميكند.بعد اگه خواستين به مهشيد عزيز سري بزنين.راستي با اينكه با يه سري تندروي هاي شراگيم موافق نيستم ولي اين نظرش به ذهن منم رسيده بود.نمي دونم هنوز شك دارم ولي
بعيد نيست كه اينطوري باشه.در هر صورت احتمال ۹۰ درصدي به پيروزي رفسنجاني ميدم.
برميگردم گزارش تحصنو بنويسم.

_____________________________________________________________________

June 20, 2005

Filed under: پرسه — بهاران @ 5:58 am

اينو خوندم و از اعماق وجودم واسه خودمون متاسف شدم.اين مكالمه ها مال چاله ميدون و گود زنبورك خونه نيست.مال خود ماهاست.خود ما با اين همه داعيه آزادانديشي و هزار كوفت ديگه كه ميخواهيم اينجوري پيش برويم “جميعا”دستور خفگي بدهيم و دهان فلانيها را گل بگيريم و بهمانيها رو لجن مال كنيم و …..(باز خدا رحم كرده بالا تر نرفته.)ديگر اشكي در چنته ندارم كه بر اين بدبختي بريزم.كسي فكر كرد چرا ۱۹درصد راي احمدي نژاد است؟تقلب شده؟سگ خورد,چند درصد بالا و پايين.رفسنجاني چي؟بابا چرا حاليتون نيست معين شده پنجم.مفهومه؟چقدر راي تحريمي توكيسه ش بريزين ميرسه به رفسنجاني؟دآخه عقلم خوب چيزيه اگه يه ميليون هم به راي معين اضافه ميشد از رايهاي احمدي نژاد يا رفسنجاني كم نميشد.ميشد؟درصد مشاركت بالا ميرفت فقط.والا من رياضيم از ۳۰درصدبيشتر نيست ولي دو دو تا چارتاست به جون خودم.اگرم كه تقلب شده كه خدا پدرهمه رو بيامرزه .گلوي منو نجو.فحشاتم زخيره كن واسه بعد:همه هم راي ميدادن احمدي نژاد از صندوق ميومد بيرون.چيزي كه اين وسط دلمو ميسوزونه اين حرفا نيست.نه كسي رو متهم ميكنم و نه براي استدلالي كه مرا به خاطر عقيده ام متهم ميكنه پشيزي ارزش قائلم.درد من اين ادبياتيست كه در برابر هم به كار ميبريم. اين تحملهاي انگشتونه اي كه جنبنده اي رو مخالف سليقه اش تاب نمي آره.راي ندادن چه حقي به من ميده كه كسي رو خاتمي چي(چقدر هميشه از اين واژه نفرت داشته ام),وطن فروش و غيره بخونم؟ يا راي دادن چه اجازه اي ميده كه برم يقه بقيه رو بگيريم كه اي خاك بر سر فلان فلان شده ت كنن اگه راي داده بودي الان نامزد مورد نظر “من” اول بود.خنده دار نيست؟گيريم اين تفكر (كه كوته بينانه كل جامعه رو همين آقايون و خانوماي وبلاگ نويس ميپنداره كه يا تحريمي ان يا معيني)حتي صدق كنه,زور گويانه نيست؟از اين ديكتاتورهاي كوچولو كه پشت چهره و قلم و تفكر ماست,بي تعارف بگم,از احمدي نژاد بيشتر ميترسم!!!!وقتي كساني كه بايد همين حداقل نيرو رو در برابر دشمن مشترك متحد كنن سر اينكه براي انتخاب بد در برابر بد يا انتخاب نكردن به توافق نرسيدن (وشكر خدا هيج گروهي هم اكثريت نبود و دعوا سر لحاف ملاست!!!!!) اينجوري دارن گلوي همديگه رو گاز ميگيرن ,با زشت ترين واژه ها همديگه رو تخريب ميكنن و حاضر نيستن بفهمن كه اين كار همونيه كه عليه ش متحد ميشيم,بيانيه ميديم,لوگو ميذاريم و پتيشن امضا ميكنيم:خفه كردن صداي مخالف……با عناوين و انگ هاي جورواجور :تو كه خارج نشيني خفه…تو كه خاتمي چيي خفه…تو كه اپوزسيوني خفه..تو كه وطن فروشي و مزدور خفه…..بشين سر جات…گل بگيرم دهنتو…و از پشت اين تلاش براي خفه كردن صداهايي كه بايد به كمك همديگه فرياد بشن,عربده هاي ديكتاتوري و خفقان رسا ميشه.پس فرق ما با احمدي نژاد چيه؟چرا همه هول شدن كه داره مياد؟مياد همه رو خفه ميكنه؟ مياد نميذاره كسي نطق بكشه؟خوب شما هم كه دارين همين كار رو ميكنين,دارين كمك ميكنين بهش كارشو آسون تر ميكنين.اينجوري كه شما كمر بستين به له كردن همديگه,اون بياد كه ديگه كاري باقي نمونده واسه ش.به اين كار ميگن “خود زني”.دامن زدن به اختلاف تو جبهه خودي.همه ما تا يه جايي با هم شريكيم.هممون با اين قانون اساسي,بااين وضعيت با همين گلي كه توش مونديم مشكل داريم.حالا راهي كه واسه مقابله انتخاب كرديم فرق ميكنه.هر كي بنا به عقيده ش.با فحش دادن هيچكدومش حل نميشه.تا اين بد وبيراه گويي ها تموم نشه ترجيح ميدم زياد وبلاگ نخونم.
اومده بودم يه چيز ديگه بگم كه سر درد دلم باز شد.وسط اين دعواهاي زرگري كسي زرافشان رو يادش هست؟آره هاله گلم مثل هميشه حواسش به همه هست.دوست دارم هاله جوني.تازه من فكر ميكردم امروزه.من فردا هرجور شده مامانو راضي ميكنم كه بذاره برم.بعد از جريان درگيري اوين شايد سخت بشه راضيشون كرد.حالا فعلا:
مردم شريف و آزاده ايران!
سالهاست که مردم ايران برای دست يابی به حقوق انسانی خود تلاش می کنند و در اين راه مبارزان و آزادی خواهان بسياری دربند به سر می برند.
دکتر ناصر زرافشان مدت ۱۲ روز است که در اعتراض به سلب ابتدائی ترين حقوق خود (ادامه درمان در خارج از زندان) در اعتصاب غذا به سر می برد جان ايشان در خطر است.
براساس گزارش واصله از خانواده و وکيل آقای اکبر گنچی پس از بازگشت به اوين اعتصاب غذا را شروع کرده و در انفرادی ممنوع الملاقات می باشد.
ما ضمن حمايت از تحصن کميته پی گيری آزادی دکتر ناصر زرافشان ، از همه مردم انسان دوست ايران و حاميان حقوق بشر و کليه آزادی خواهان دعوت می شود که در گرد هم آيی روز سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۴ از ساعت ۱۷ الی ۱۹ در مقابل دفتر سازمان ملل متحد حضور به هم رسانند.
خانواده دکتر ناصر زرافشان
خانواده زندانيان سياسی
دفتر تحکيم وحدت
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت)
اتحاد دموکراسی خواهان ايران
ماهنامه نامه نشريه دانشجوئی بذر
کارگران موکل دکتر ناصر زرافشان
نميدونم ديشب راديو بدگفت يا من بد شنيدم.ميخواستم امروز شال و كلاه كنم.
دلم گرفته خيلي.دل و دماغ شوخي كردنم ندارم.اگه يقه همو ول كنيم بهتر دور و ورمونو ميبينيم.باور كنين.

Filed under: پرسه — بهاران @ 5:58 am

اينو خوندم و از اعماق وجودم واسه خودمون متاسف شدم.اين مكالمه ها مال چاله ميدون و گود زنبورك خونه نيست.مال خود ماهاست.خود ما با اين همه داعيه آزادانديشي و هزار كوفت ديگه كه ميخواهيم اينجوري پيش برويم “جميعا”دستور خفگي بدهيم و دهان فلانيها را گل بگيريم و بهمانيها رو لجن مال كنيم و …..(باز خدا رحم كرده بالا تر نرفته.)ديگر اشكي در چنته ندارم كه بر اين بدبختي بريزم.كسي فكر كرد چرا ۱۹درصد راي احمدي نژاد است؟تقلب شده؟سگ خورد,چند درصد بالا و پايين.رفسنجاني چي؟بابا چرا حاليتون نيست معين شده پنجم.مفهومه؟چقدر راي تحريمي توكيسه ش بريزين ميرسه به رفسنجاني؟دآخه عقلم خوب چيزيه اگه يه ميليون هم به راي معين اضافه ميشد از رايهاي احمدي نژاد يا رفسنجاني كم نميشد.ميشد؟درصد مشاركت بالا ميرفت فقط.والا من رياضيم از ۳۰درصدبيشتر نيست ولي دو دو تا چارتاست به جون خودم.اگرم كه تقلب شده كه خدا پدرهمه رو بيامرزه .گلوي منو نجو.فحشاتم زخيره كن واسه بعد:همه هم راي ميدادن احمدي نژاد از صندوق ميومد بيرون.چيزي كه اين وسط دلمو ميسوزونه اين حرفا نيست.نه كسي رو متهم ميكنم و نه براي استدلالي كه مرا به خاطر عقيده ام متهم ميكنه پشيزي ارزش قائلم.درد من اين ادبياتيست كه در برابر هم به كار ميبريم. اين تحملهاي انگشتونه اي كه جنبنده اي رو مخالف سليقه اش تاب نمي آره.راي ندادن چه حقي به من ميده كه كسي رو خاتمي چي(چقدر هميشه از اين واژه نفرت داشته ام),وطن فروش و غيره بخونم؟ يا راي دادن چه اجازه اي ميده كه برم يقه بقيه رو بگيريم كه اي خاك بر سر فلان فلان شده ت كنن اگه راي داده بودي الان نامزد مورد نظر “من” اول بود.خنده دار نيست؟گيريم اين تفكر (كه كوته بينانه كل جامعه رو همين آقايون و خانوماي وبلاگ نويس ميپنداره كه يا تحريمي ان يا معيني)حتي صدق كنه,زور گويانه نيست؟از اين ديكتاتورهاي كوچولو كه پشت چهره و قلم و تفكر ماست,بي تعارف بگم,از احمدي نژاد بيشتر ميترسم!!!!وقتي كساني كه بايد همين حداقل نيرو رو در برابر دشمن مشترك متحد كنن سر اينكه براي انتخاب بد در برابر بد يا انتخاب نكردن به توافق نرسيدن (وشكر خدا هيج گروهي هم اكثريت نبود و دعوا سر لحاف ملاست!!!!!) اينجوري دارن گلوي همديگه رو گاز ميگيرن ,با زشت ترين واژه ها همديگه رو تخريب ميكنن و حاضر نيستن بفهمن كه اين كار همونيه كه عليه ش متحد ميشيم,بيانيه ميديم,لوگو ميذاريم و پتيشن امضا ميكنيم:خفه كردن صداي مخالف……با عناوين و انگ هاي جورواجور :تو كه خارج نشيني خفه…تو كه خاتمي چيي خفه…تو كه اپوزسيوني خفه..تو كه وطن فروشي و مزدور خفه…..بشين سر جات…گل بگيرم دهنتو…و از پشت اين تلاش براي خفه كردن صداهايي كه بايد به كمك همديگه فرياد بشن,عربده هاي ديكتاتوري و خفقان رسا ميشه.پس فرق ما با احمدي نژاد چيه؟چرا همه هول شدن كه داره مياد؟مياد همه رو خفه ميكنه؟ مياد نميذاره كسي نطق بكشه؟خوب شما هم كه دارين همين كار رو ميكنين,دارين كمك ميكنين بهش كارشو آسون تر ميكنين.اينجوري كه شما كمر بستين به له كردن همديگه,اون بياد كه ديگه كاري باقي نمونده واسه ش.به اين كار ميگن “خود زني”.دامن زدن به اختلاف تو جبهه خودي.همه ما تا يه جايي با هم شريكيم.هممون با اين قانون اساسي,بااين وضعيت با همين گلي كه توش مونديم مشكل داريم.حالا راهي كه واسه مقابله انتخاب كرديم فرق ميكنه.هر كي بنا به عقيده ش.با فحش دادن هيچكدومش حل نميشه.تا اين بد وبيراه گويي ها تموم نشه ترجيح ميدم زياد وبلاگ نخونم.
اومده بودم يه چيز ديگه بگم كه سر درد دلم باز شد.وسط اين دعواهاي زرگري كسي زرافشان رو يادش هست؟آره هاله گلم مثل هميشه حواسش به همه هست.دوست دارم هاله جوني.تازه من فكر ميكردم امروزه.من فردا هرجور شده مامانو راضي ميكنم كه بذاره برم.بعد از جريان درگيري اوين شايد سخت بشه راضيشون كرد.حالا فعلا:
مردم شريف و آزاده ايران!
سالهاست که مردم ايران برای دست يابی به حقوق انسانی خود تلاش می کنند و در اين راه مبارزان و آزادی خواهان بسياری دربند به سر می برند.
دکتر ناصر زرافشان مدت ۱۲ روز است که در اعتراض به سلب ابتدائی ترين حقوق خود (ادامه درمان در خارج از زندان) در اعتصاب غذا به سر می برد جان ايشان در خطر است.
براساس گزارش واصله از خانواده و وکيل آقای اکبر گنچی پس از بازگشت به اوين اعتصاب غذا را شروع کرده و در انفرادی ممنوع الملاقات می باشد.
ما ضمن حمايت از تحصن کميته پی گيری آزادی دکتر ناصر زرافشان ، از همه مردم انسان دوست ايران و حاميان حقوق بشر و کليه آزادی خواهان دعوت می شود که در گرد هم آيی روز سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۴ از ساعت ۱۷ الی ۱۹ در مقابل دفتر سازمان ملل متحد حضور به هم رسانند.
خانواده دکتر ناصر زرافشان
خانواده زندانيان سياسی
دفتر تحکيم وحدت
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت)
اتحاد دموکراسی خواهان ايران
ماهنامه نامه نشريه دانشجوئی بذر
کارگران موکل دکتر ناصر زرافشان
نميدونم ديشب راديو بدگفت يا من بد شنيدم.ميخواستم امروز شال و كلاه كنم.
دلم گرفته خيلي.دل و دماغ شوخي كردنم ندارم.اگه يقه همو ول كنيم بهتر دور و ورمونو ميبينيم.باور كنين.

Filed under: پرسه — بهاران @ 5:58 am

اينو خوندم و از اعماق وجودم واسه خودمون متاسف شدم.اين مكالمه ها مال چاله ميدون و گود زنبورك خونه نيست.مال خود ماهاست.خود ما با اين همه داعيه آزادانديشي و هزار كوفت ديگه كه ميخواهيم اينجوري پيش برويم “جميعا”دستور خفگي بدهيم و دهان فلانيها را گل بگيريم و بهمانيها رو لجن مال كنيم و …..(باز خدا رحم كرده بالا تر نرفته.)ديگر اشكي در چنته ندارم كه بر اين بدبختي بريزم.كسي فكر كرد چرا ۱۹درصد راي احمدي نژاد است؟تقلب شده؟سگ خورد,چند درصد بالا و پايين.رفسنجاني چي؟بابا چرا حاليتون نيست معين شده پنجم.مفهومه؟چقدر راي تحريمي توكيسه ش بريزين ميرسه به رفسنجاني؟دآخه عقلم خوب چيزيه اگه يه ميليون هم به راي معين اضافه ميشد از رايهاي احمدي نژاد يا رفسنجاني كم نميشد.ميشد؟درصد مشاركت بالا ميرفت فقط.والا من رياضيم از ۳۰درصدبيشتر نيست ولي دو دو تا چارتاست به جون خودم.اگرم كه تقلب شده كه خدا پدرهمه رو بيامرزه .گلوي منو نجو.فحشاتم زخيره كن واسه بعد:همه هم راي ميدادن احمدي نژاد از صندوق ميومد بيرون.چيزي كه اين وسط دلمو ميسوزونه اين حرفا نيست.نه كسي رو متهم ميكنم و نه براي استدلالي كه مرا به خاطر عقيده ام متهم ميكنه پشيزي ارزش قائلم.درد من اين ادبياتيست كه در برابر هم به كار ميبريم. اين تحملهاي انگشتونه اي كه جنبنده اي رو مخالف سليقه اش تاب نمي آره.راي ندادن چه حقي به من ميده كه كسي رو خاتمي چي(چقدر هميشه از اين واژه نفرت داشته ام),وطن فروش و غيره بخونم؟ يا راي دادن چه اجازه اي ميده كه برم يقه بقيه رو بگيريم كه اي خاك بر سر فلان فلان شده ت كنن اگه راي داده بودي الان نامزد مورد نظر “من” اول بود.خنده دار نيست؟گيريم اين تفكر (كه كوته بينانه كل جامعه رو همين آقايون و خانوماي وبلاگ نويس ميپنداره كه يا تحريمي ان يا معيني)حتي صدق كنه,زور گويانه نيست؟از اين ديكتاتورهاي كوچولو كه پشت چهره و قلم و تفكر ماست,بي تعارف بگم,از احمدي نژاد بيشتر ميترسم!!!!وقتي كساني كه بايد همين حداقل نيرو رو در برابر دشمن مشترك متحد كنن سر اينكه براي انتخاب بد در برابر بد يا انتخاب نكردن به توافق نرسيدن (وشكر خدا هيج گروهي هم اكثريت نبود و دعوا سر لحاف ملاست!!!!!) اينجوري دارن گلوي همديگه رو گاز ميگيرن ,با زشت ترين واژه ها همديگه رو تخريب ميكنن و حاضر نيستن بفهمن كه اين كار همونيه كه عليه ش متحد ميشيم,بيانيه ميديم,لوگو ميذاريم و پتيشن امضا ميكنيم:خفه كردن صداي مخالف……با عناوين و انگ هاي جورواجور :تو كه خارج نشيني خفه…تو كه خاتمي چيي خفه…تو كه اپوزسيوني خفه..تو كه وطن فروشي و مزدور خفه…..بشين سر جات…گل بگيرم دهنتو…و از پشت اين تلاش براي خفه كردن صداهايي كه بايد به كمك همديگه فرياد بشن,عربده هاي ديكتاتوري و خفقان رسا ميشه.پس فرق ما با احمدي نژاد چيه؟چرا همه هول شدن كه داره مياد؟مياد همه رو خفه ميكنه؟ مياد نميذاره كسي نطق بكشه؟خوب شما هم كه دارين همين كار رو ميكنين,دارين كمك ميكنين بهش كارشو آسون تر ميكنين.اينجوري كه شما كمر بستين به له كردن همديگه,اون بياد كه ديگه كاري باقي نمونده واسه ش.به اين كار ميگن “خود زني”.دامن زدن به اختلاف تو جبهه خودي.همه ما تا يه جايي با هم شريكيم.هممون با اين قانون اساسي,بااين وضعيت با همين گلي كه توش مونديم مشكل داريم.حالا راهي كه واسه مقابله انتخاب كرديم فرق ميكنه.هر كي بنا به عقيده ش.با فحش دادن هيچكدومش حل نميشه.تا اين بد وبيراه گويي ها تموم نشه ترجيح ميدم زياد وبلاگ نخونم.
اومده بودم يه چيز ديگه بگم كه سر درد دلم باز شد.وسط اين دعواهاي زرگري كسي زرافشان رو يادش هست؟آره هاله گلم مثل هميشه حواسش به همه هست.دوست دارم هاله جوني.تازه من فكر ميكردم امروزه.من فردا هرجور شده مامانو راضي ميكنم كه بذاره برم.بعد از جريان درگيري اوين شايد سخت بشه راضيشون كرد.حالا فعلا:
مردم شريف و آزاده ايران!
سالهاست که مردم ايران برای دست يابی به حقوق انسانی خود تلاش می کنند و در اين راه مبارزان و آزادی خواهان بسياری دربند به سر می برند.
دکتر ناصر زرافشان مدت ۱۲ روز است که در اعتراض به سلب ابتدائی ترين حقوق خود (ادامه درمان در خارج از زندان) در اعتصاب غذا به سر می برد جان ايشان در خطر است.
براساس گزارش واصله از خانواده و وکيل آقای اکبر گنچی پس از بازگشت به اوين اعتصاب غذا را شروع کرده و در انفرادی ممنوع الملاقات می باشد.
ما ضمن حمايت از تحصن کميته پی گيری آزادی دکتر ناصر زرافشان ، از همه مردم انسان دوست ايران و حاميان حقوق بشر و کليه آزادی خواهان دعوت می شود که در گرد هم آيی روز سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۴ از ساعت ۱۷ الی ۱۹ در مقابل دفتر سازمان ملل متحد حضور به هم رسانند.
خانواده دکتر ناصر زرافشان
خانواده زندانيان سياسی
دفتر تحکيم وحدت
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت)
اتحاد دموکراسی خواهان ايران
ماهنامه نامه نشريه دانشجوئی بذر
کارگران موکل دکتر ناصر زرافشان
نميدونم ديشب راديو بدگفت يا من بد شنيدم.ميخواستم امروز شال و كلاه كنم.
دلم گرفته خيلي.دل و دماغ شوخي كردنم ندارم.اگه يقه همو ول كنيم بهتر دور و ورمونو ميبينيم.باور كنين.

Next Page »

Blog at WordPress.com.